
گلوی خشکیده مرا هیچ آبی سیراب نمیکند
مگر شهادت...
شهیدگرانقدر احمد صحری از شهدای استان قم
[ جمعه 05 مهر 1392 ] [ 18:32 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(5) ]
[ پنجشنبه 30 خرداد 1392 ] [ 23:13 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(2) ]
بهش گفتم: چرا هر بار وایمیسی و از شوهرت کتک میخوری؟
گفت: اگر خودمو نندازم جلو، شروع میکنه
خودش رو میزنه، اونقدر میزنه تا داغون شه،آخه موجیه
دست خودش نیست ... !
[ پنجشنبه 30 خرداد 1392 ] [ 23:07 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(0) ]
هدف دشمن اينست كه مردم احساس كنند راه حل مشكلات سازش با غرب است
و از درون ، نظام را براي سازش تحت فشار قرار دهند همه بايد هوشيار باشند فتنه جديدي در راه است. (امام خامنه اي)

[ سهشنبه 21 خرداد 1392 ] [ 15:10 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(1) ]
سبك زندگي:
ازدواج كه كرد يك جلد قرآن براي همسرش خريد
در صفحه اولش نوشت
(( اميدم در اين است كه اين كتاب اساس زندگي مشترك ما باشد و نه چيز ديگر كه همه چيز فناپذير است جز اين كتاب...))

[ سهشنبه 21 خرداد 1392 ] [ 14:57 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(3) ]
شهیدی که صدام پایش را گاز گرفت ...

گاهی اگر به آسمان نگاه کنیم ردی از بال گشودن آن بنده های صالح دیده میشود. قصه آن جماعت قصه دلنشین و حسرت برانگیزی است اما عجیب تر از آن ها، قصه جامانده های از آن قافله است که زرنگ تر و زیرک تر از باقی باقیمانده ها خود را آسمانی میکنند.
در ادامه....
ادامه مطلب
[ دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 ] [ 15:02 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(0) ]
کاربران شبکههای اجتماعی با انتشار تصویری قدیمی از به اسارت گرفتن
گروهی از سربازان عراقی توسط یک نوجوان بسیجی نوشتند: آقایان
اماراتی! خوب به این عکس نگاه کنید. همین یه جوجه برای 7 پشتتان کافی است.
[ دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 ] [ 14:52 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(0) ]
این نبش قبر، عقده ی دیرینه ی شماست
این ها گواهِ جنگ علیه خودِ خداست
گیرم که نبش قبر کنیدش، چه فایده؟
دیگر مزارِ ابن عدی در قلوب ماست ...
تاریخ چند صفحه ورق خورد تا رسید
آنجا که دور قبر غریبی سر و صداست
تا نبش قبر فاطمه راهی نداشتند
دیدند ذوالفقار به دستان مرتضاست
ذهنم دوباره رفت به جایی شبیه این
حرف مدینه نیست دگر، حرف کربلاست
ده نیزه دار دور و برِ قبر کوچکی
حلقه زدند... لشگر دشمن چه بی حیاست
حالا رباب مانده و یک شیرخواره که
مثل سرِ حسین، سرش روی نیزه ها
[ دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 ] [ 14:09 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(0) ]





[ سهشنبه 10 اردیبهشت 1392 ] [ 19:59 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(1) ]
حـالــش خیـلی بد می شـد…
یک بار خیلی اصرار کردیم که چرا؟
گفت : اگر در میان مین بودی و به خاطر اشتباهی چاشنی مین فسفری عمل می کرد
و دوستت برای این که معبر و عملیات لو نرود،
آن را می گرفت زیر شکمش و ذره ذره آب می شد و حتی داد نمی زد
و از ایــن ماجــرا فقط بوی گوشت کبــاب شده تـوی فضـا می ماند…
تو به این بو حساس نمی شدی ؟ !!!

[ دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 ] [ 23:23 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(4) ]