دل خوشي های طلبه

« ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» اگر با آمدن خورشيد بيدار شويم نمازمان قضاست...منتظران به گوش باشيد

تصمیم گرفتم با دستانم پسرم را غسل دهم...
حاجیه خانم آفاق نصیری
مادر شهید محمد محمدنژاد فریدونکناری گفت :
«تصمیم گرفتم با دستانم پسرم را غسل دهم. موضوع را با مسئولین در میان گذاشتم. گفتند: شهید که در خط مقدم و حمله به شهادت رسیده غسل ندارد. گفتم: دوست دارم این کار را انجام دهم. به من اجازه دادند پسرم را غسل کنم...»











[ سه‌شنبه 10 اردیبهشت 1392 ] [ 19:59 ] [ rashedmanafzadeh ]

[ ارسال نظر(1) ]

گوشت كباب شده...


حـالــش خیـلی بد می شـد…
یک بار خیلی اصرار کردیم که چرا؟

گفت : اگر در میان مین بودی و به خاطر اشتباهی چاشنی مین فسفری عمل می کرد
و دوستت برای این که معبر و عملیات لو نرود،
آن را می گرفت زیر شکمش و ذره ذره آب می شد و حتی داد نمی زد
و از ایــن ماجــرا فقط بوی گوشت کبــاب شده تـوی فضـا می ماند…

تو به این بو حساس نمی شدی ؟ !!!

[ دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 ] [ 23:23 ] [ rashedmanafzadeh ]

[ ارسال نظر(4) ]

شفاعت ميكند....

ای برادر عرب که به دنبال من می گردی تا گلوله ات را در سینه ام بنشانی،

در روز قیامت جای من و تو عوض خواهد شد، آنروز من به دنبال تو خواهم گشت

تا نزد خداوند تو را شفاعت کنم.

((شهیدحاج علی محمدی پور))

[ شنبه 07 اردیبهشت 1392 ] [ 22:49 ] [ rashedmanafzadeh ]

[ ارسال نظر(3) ]

كميل مازندراني...

23سال داشت و اهل روستای بیشه سر مازندران بود


همیشه می خواست سی و سومین شهید روستا باشد


اسمش مصطفی صفری تبار بود ولی دوست داشت «کمیل» صدایش بزنند
همسرش می گفت:
موقع خواستگاری از من پرسید:
ممکنه من یه روزی به شهادت برسم!
شما با این موضوع مخالفتی ندارین و می توانی با آن کنار بیآیی؟!
من چیزی نگفتم
فقط نگاهش کردم
دوباره پرسیدند و من گفتم:
نه مخالفتی ندارم
از همانجا فهمیدم که او از جنس زمینی ها نیست


13 شهریور 90 در درگیری با گروهک تروریستی پژاک به شهادت رسید

 

[ شنبه 07 اردیبهشت 1392 ] [ 22:44 ] [ rashedmanafzadeh ]

[ ارسال نظر(0) ]

جعفرخان...

شهید محمد جعفرخانی معروف بود به جعفرخان

فرمانده‌ای گره‌گشا بود
در عرصه هشت سال دفاع مقدس هم نقش آفرین بود و حتی در آن دوران از دلاور مردانی بود که از اروند رود عبور کرد
در سه متری!! تونل تروریست‌های پژاک به شهادت رسید
تروریست‌هایی که به لحاظ تجهیزات و دستگاه‌های ارتباطی از سوی آمریکا مجهز شده‌اند
همسرش میگفت:
چند ماه پیش از شهادت، خدا توفیق داد و عازم حج شدیم
ازش پرسیدم وقتی کعبه را دیدی از خدا چه خواستی؟
گفت: از خدا خواستم تا جایی که می توانم از دشمنان بکشم و خودم هم شهید شوم
 
 

[ شنبه 07 اردیبهشت 1392 ] [ 22:39 ] [ rashedmanafzadeh ]

[ ارسال نظر(1) ]

عبدالزهرا

بچه ها عبدالزهرا صداش میزدن


قبل علمیات کلاس امداد گذاشتن تا اگر کسی زخمی شد بدونه چطور جلوی خونریزیشو بگیره
شهید بریهی سر کلاس حاضر نشد و آخر کار موقع تقسیم باند و لوازم امداد اولیه رسید. دوستش گفت:
سرکلاس نمیای رب گوجه میشی نمیدونی باید چی کار کنی ها
خندید و باند رو تحویل گرفت و به شوخی گفت:
(که الان معلوم میشه زیادم شوخی نبود)

باند رو کف دستش گرفت و دستش رو روی پهلوی راست خودش گذاشت و گفت:
یعنی اگر اینجا تیرخورد اینجوری بذارم؟ بعد قه قه خندید و رفت
توی عملیات یه تیر خورد به پهلوش و شهید شد

 

[ شنبه 07 اردیبهشت 1392 ] [ 22:32 ] [ rashedmanafzadeh ]

[ ارسال نظر(1) ]

مادرش...

 

مادر شهید علی اصغر مهردادی در حال غسل دادن پیکر فرزندش

 

[ شنبه 07 اردیبهشت 1392 ] [ 22:27 ] [ rashedmanafzadeh ]

[ ارسال نظر(0) ]

كوتاه ترين وصيتنامه

کوتاهترین وصیت‌نامه جنگ وصیت دانشجوی شهید "احمد رضا احدی" است.


بسم الله الرحمن الرحیم

فقط نگذارید حرف امام زمین بماند. همین!

[ سه‌شنبه 03 اردیبهشت 1392 ] [ 18:57 ] [ rashedmanafzadeh ]

[ ارسال نظر(2) ]

حسين...

داشت رو زمین با انگشت چیزی می نوشت
رفتن جلو دیدن چندین متر صدها بار نوشته
حسیـــن......حسیـــن....حســـین......
طوریکه انگشتش زخم شده !
ازش پرسیدن:حاجی چکار میکنی ؟؟
گفت:
چون میسر نیست من را کام او ....... عشق بازی میکنم با نام او ......

 

[ سه‌شنبه 03 اردیبهشت 1392 ] [ 18:48 ] [ rashedmanafzadeh ]

[ ارسال نظر(1) ]

ننه علي ...

راستی


آن پیرزن تنهایی که توی کوچه ی ما


همیشه ی خدا از لای در خانه شان چشم به راه پسرش بود، مُرد.

[ سه‌شنبه 03 اردیبهشت 1392 ] [ 18:35 ] [ rashedmanafzadeh ]

[ ارسال نظر(1) ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران