شهیدی که صدام پایش را گاز گرفت ...

گاهی اگر به آسمان نگاه کنیم ردی از بال گشودن آن بنده های صالح دیده میشود. قصه آن جماعت قصه دلنشین و حسرت برانگیزی است اما عجیب تر از آن ها، قصه جامانده های از آن قافله است که زرنگ تر و زیرک تر از باقی باقیمانده ها خود را آسمانی میکنند.
در ادامه....
ادامه مطلب
[ دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 ] [ 15:02 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(0) ]
کاربران شبکههای اجتماعی با انتشار تصویری قدیمی از به اسارت گرفتن
گروهی از سربازان عراقی توسط یک نوجوان بسیجی نوشتند: آقایان
اماراتی! خوب به این عکس نگاه کنید. همین یه جوجه برای 7 پشتتان کافی است.
[ دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 ] [ 14:52 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(0) ]
این نبش قبر، عقده ی دیرینه ی شماست
این ها گواهِ جنگ علیه خودِ خداست
گیرم که نبش قبر کنیدش، چه فایده؟
دیگر مزارِ ابن عدی در قلوب ماست ...
تاریخ چند صفحه ورق خورد تا رسید
آنجا که دور قبر غریبی سر و صداست
تا نبش قبر فاطمه راهی نداشتند
دیدند ذوالفقار به دستان مرتضاست
ذهنم دوباره رفت به جایی شبیه این
حرف مدینه نیست دگر، حرف کربلاست
ده نیزه دار دور و برِ قبر کوچکی
حلقه زدند... لشگر دشمن چه بی حیاست
حالا رباب مانده و یک شیرخواره که
مثل سرِ حسین، سرش روی نیزه ها
[ دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 ] [ 14:09 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(0) ]





[ سهشنبه 10 اردیبهشت 1392 ] [ 19:59 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(1) ]
حـالــش خیـلی بد می شـد…
یک بار خیلی اصرار کردیم که چرا؟
گفت : اگر در میان مین بودی و به خاطر اشتباهی چاشنی مین فسفری عمل می کرد
و دوستت برای این که معبر و عملیات لو نرود،
آن را می گرفت زیر شکمش و ذره ذره آب می شد و حتی داد نمی زد
و از ایــن ماجــرا فقط بوی گوشت کبــاب شده تـوی فضـا می ماند…
تو به این بو حساس نمی شدی ؟ !!!

[ دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 ] [ 23:23 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(4) ]
ای برادر عرب که به دنبال من می گردی تا گلوله ات را در سینه ام بنشانی،
در روز قیامت جای من و تو عوض خواهد شد، آنروز من به دنبال تو خواهم گشت
تا نزد خداوند تو را شفاعت کنم.
((شهیدحاج علی محمدی پور))
[ شنبه 07 اردیبهشت 1392 ] [ 22:49 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(3) ]
23سال داشت و اهل روستای بیشه سر مازندران بود
همیشه می خواست سی و سومین شهید روستا باشد
اسمش مصطفی صفری تبار بود ولی دوست داشت «کمیل» صدایش بزنند
همسرش می گفت:
موقع خواستگاری از من پرسید:
ممکنه من یه روزی به شهادت برسم!
شما با این موضوع مخالفتی ندارین و می توانی با آن کنار بیآیی؟!
من چیزی نگفتم
فقط نگاهش کردم
دوباره پرسیدند و من گفتم:
نه مخالفتی ندارم
از همانجا فهمیدم که او از جنس زمینی ها نیست
13 شهریور 90 در درگیری با گروهک تروریستی پژاک به شهادت رسید
[ شنبه 07 اردیبهشت 1392 ] [ 22:44 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(0) ]
شهید محمد جعفرخانی معروف بود به جعفرخان
فرماندهای گرهگشا بود
در عرصه هشت سال دفاع مقدس هم نقش آفرین بود و حتی در آن دوران از دلاور مردانی بود که از اروند رود عبور کرد
در سه متری!! تونل تروریستهای پژاک به شهادت رسید
تروریستهایی که به لحاظ تجهیزات و دستگاههای ارتباطی از سوی آمریکا مجهز شدهاند
همسرش میگفت:
چند ماه پیش از شهادت، خدا توفیق داد و عازم حج شدیم
ازش پرسیدم وقتی کعبه را دیدی از خدا چه خواستی؟
گفت: از خدا خواستم تا جایی که می توانم از دشمنان بکشم و خودم هم شهید شوم
[ شنبه 07 اردیبهشت 1392 ] [ 22:39 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(1) ]
بچه ها عبدالزهرا صداش میزدن
قبل علمیات کلاس امداد گذاشتن تا اگر کسی زخمی شد بدونه چطور جلوی خونریزیشو بگیره
شهید بریهی سر کلاس حاضر نشد و آخر کار موقع تقسیم باند و لوازم امداد اولیه رسید. دوستش گفت:
سرکلاس نمیای رب گوجه میشی نمیدونی باید چی کار کنی ها
خندید و باند رو تحویل گرفت و به شوخی گفت:
(که الان معلوم میشه زیادم شوخی نبود)
باند رو کف دستش گرفت و دستش رو روی پهلوی راست خودش گذاشت و گفت:
یعنی اگر اینجا تیرخورد اینجوری بذارم؟ بعد قه قه خندید و رفت
توی عملیات یه تیر خورد به پهلوش و شهید شد
[ شنبه 07 اردیبهشت 1392 ] [ 22:32 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(1) ]
مادر شهید علی اصغر مهردادی در حال غسل دادن پیکر فرزندش
[ شنبه 07 اردیبهشت 1392 ] [ 22:27 ] [ rashedmanafzadeh ]
[ ارسال نظر(0) ]