دل خوشي های طلبه

« ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» اگر با آمدن خورشيد بيدار شويم نمازمان قضاست...منتظران به گوش باشيد

چی شد طلبه شدم؟

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

سلام علیکم خدمت دوستان

از امروز شروع به نوشتن خاطرات دوران طلبگیم میکنم تا انشالله هم از این طریق بتونم اطلاعاتی در مورد طلبگی به دوستانی که علاقه دارن منطقل کنم و هم تبلیغی بشه برای رسالت پیامبر و این مکتب

 

اولین خاطرم رو از انگیزه و چی شد که طلبه شدم شروع میکنم انشالله

http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/3826/11475920-b.jpg

بسم تعالی

مدت ها بود تصمیم گرفته بودم طلبه بشم اما با اطلاعات محدودی که در دست داشتم نمیتونستم انتخاب کنم البته نا گفته نماند که دلمم زیاد راضی نبود فکر میکردم طلبگی یعنی افراطی ، یعنی خشک مذهبی ، زجر کشیدن و تحمل کردن سختی فراوان و .... بر خلاف مردم که فکر میکنن طلبگی یعنی پول ، پست و مقام و .....

دورانی گذشت و بزرگ شدیم رسیدیم به سن 19 -20 سالگی

کنکور دارم و از سراسری روزانه شهر خودم در اومدم به خاطر مشکلاتی مردد شدم و فعلا برای ورود به دانشگاه تلاشی نکردم و همینجور روزها میگذشت و زمانی برای ثبت نام نمونده بود که...

 


ما سه دوست بودیم که دو تا از دوستام برا حوزه ثبت نام کرده بودن و مراحل اداریشونو داشتن طی میکردن (این که کنکور کی بود و ثبت نام حوزه کی بود رو فراموش کردم شاید زمانشون اینور اونور بشه به بزرگی خودتون ببخشید)

با چند نفر روحانی و طلبه مشورط کردم و متوجه شدم راه بسیار سختی رو در پیش دارم

(در ادامه نوشته هام فرق حوزه و دانشگاه رو میگم و بعضی واقعیت های حوزه رو که در عمومیت اشتباه گفته میشه رو خواهم گفت)

این شد که بنده با همین اطلاعات کم تصمیم گرفتم در آزمون حوزه شرکت کنم به هوای اینکه در نمیام و بعد قبولی در موردش دقیقتر فکر میکنم

در این مدت چند ماهه مطالعاتم در مورد کتاب های آزمون حوزه بسیار کم بود و حوصله نداشتم وقت بذارم ...

گذشت و وقت آزمون رسید و رفتیم در مصلی بزرگ امام آزمون دادیم و خدایش آسون بود

بعد مدتی وقتی دیدم اسمم در اومده یه هو دلم ریخت ! به خودم گفتم خدایا شوخی کردم جدی گرفتی؟من کجا حوزه کجا؟!

از لحاظ روحی خیلی فشار میومد بهم یعنی نمیتونستم تصمیم بگیرم که بمونم یا برم

نشستم فکر کردم اگر برم چی میشه اگه نرم چی میشه.حدود یک ماه طول کشید تا تصمیم آخرمو بگیرم

دوستان عزیز این موضوع تعارف نداره،خونه ای تو بهترین منطقه شهر ،ماشین مدل بالا ،درامدی زیاد ، زندگی بدون سختی و لذت بخش رو که فراهم بود رو رها کردم و زندگی طلبگی رو انتخاب کردم

الحمدالله وضع زندگی پدر و مادرم خوبه (اینکه خودم رو از خانواده جدا میگم برای اینکه دخل و خرجمم رو تا حدودی جدا کردم و به سلامتی مجردی زندگی میکنم )

حتما فکر میکنین طلبگی چی داره مگه؟!!!

دلایلی که باعث شد طلبگی رو انتخاب کنم یکی ایم بود که فهمیدم طلبگی یعنی ضد افراط و ضد تفریط ...

مهمترین انگیزم این بود که فهمیدم حوزه یعنی خیمه گاه امام زمان(عج)....

طلبه یعنی سرباز امام زمان(عج)،چه چیزی لذت بخشتر و زیباتر از این هست تو دنیا که بخوای طلبگی کنی برا حضرت مهدی(عج)؟!!

 

بقیشم بمونه برا بعد دیر وقته و فردا کلاس دارم

دعا کنید برای تمام طلبه ها ...

[ سه‌شنبه 22 بهمن 1392 ] [ 23:31 ] [ rashedmanafzadeh ]

[ ارسال نظر(2) ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران